تبلیغات
پایگاه خبری بیداری نیوز - مطالب پند آموز

پایگاه خبری بیداری نیوز

بزرگ مردتاریخ

جستجو
مطالب اخیر
لوگو دوستان

جعبه حدیث

چند روزی به آمدن عید مانده بود. بیشتر بچه ها غایب بودند، یا اکثرا” رفته بودند به شهرها و شهرستان های خودشان یا گرفتار کارهای عید بودند اما استاد ما بدون هیچ تاخیری آمد سر کلاس و شروع کرد به درس دادن.استاد خشک و مقرراتی ما خود مزیدی شده بر دشواری “صدرا”.

بالاخره کلاس رو به پایان بود که یکی از بچه ها خیلی آرام گفت: استاد آخره سالی دیگه بسه!

استاد هم دستی به سر تهی از موی خود کشید! و عینکش را از روی چشمانش برداشت و همین طور که آن را می گذاشت روی میز، خودش هم برای اولین بار روی صندلی جا گرفت.

استاد ۵۰ ساله‌مان با آن کت قهوه‌ای سوخته‌ای که به تن داشت، گفت: حالا که تونستید من رو از درس دادن بندازید بذارید خاطره ای رو براتون تعریف کنم.



نوشته شده در شنبه 28 آبان 1390
موضوع: تفریحی -پند آموز -
نگاهی گذرا به رسانه های دنیا چند لحظه پس از انفجار در ملارد :

الجزیره:لحظاتی پیش انفجاری مهیب در حوالی تهران رخ داد

CNN :‌وقوع یک انفجار در یک محوطه نظامی اطراف تهران گزارش شد

فاکس نیوز:اولین تصاویر ماهواره ایی از انفجار دقایق پیش در تهران

رویترز:صدای انفجاری مهیب در تهران شنیده شد

شبکه اول:جناب دکتر یه تلفن دیگه هم داشتیم که آقایی در مورد زیبایی پوستشون پرسیدن

شبکه دوم:خانومهای عزیز پیاز که خوب تفت داده شد اون رو با تخم مرغ قاطی میکنیم

شبکه سوم:پخش مستقیم مسابقات تیراندازی چارمحال وبختیاری

شبکه چهار:مستندی اززندگی مورچه ها در صحرای آریزونا

شبکه پنچ:در استان،گرفتگی لوله فاضلاب در منطقه ۵فیروزکوه

شبکه خبر:تحلیلی از افت بورس سنگاپور و تاثیر آن در اقتصاد مالزی

 



نوشته شده در پنجشنبه 26 آبان 1390
ایران ویج: “شیرین” ملقب “ام رستم” دختر رستم بن شروین از سپهبدان خانان باوند در مازندران و همسر فخرالدوله دیلمی(۳۸۷ق. ـ ۳۶۶ق.) که پس از مرگ همسر به پادشاهی رسید او اولین پادشاه زن ایرانی پس از ورود اسلام بود. او بر مازندران و گیلان ، ری ، همدان و اصفهان حکم می راند .
 
به او خبر دادند سواری از سوی محمود غزنوی آمده است.
 
سلطان محمود در نامه ی خود نوشته بود :
 
باید خطبه و سکه به نام من کنی و خراج فرستی والا جنگ را آماده باشی .
 
ام رستم ، به پیک محمود گفت : اگر خواست سرور شما را نپذیرم چه خواهد شد ؟
 
پیک گفت آنوقت محمود غزنوی سرزمین شما را براستی از آن خود خواهد کرد .
 
ام رستم به پیک گفت : که پاسخ مرا همین گونه که می گویم به سرورتان بگویید :
 
در عهد شوهرم همیشه می ترسیدم که محمود با سپاهش بیاید و کشور ما را نابود کند
 ولی امروز ترسم فرو ریخته است برای اینکه می بینم شخصی مانند محمود غزنوی که می گویند یک
 سلطانی باهوش و جوانمرد است برروی زنی شمشیر می کشد به سرورتان بگویید
 اگر میهنم مورد یورش قرار گیرد با شمشیر از او پذیرایی خواهم نمود اگر محمود را شکست دهم
 تاریخ خواهد نوشت که محمود غزنوی را زن جنگاور کشت و اگر کشته شوم باز تاریخ یک سخن خواهد گفت محمود غزنوی زنی را کشت .
 
پاسخ هوشمندانه بانو ام رستم ، سبب شد که محمود تا پایان زندگی خویش از لشکرکشی به ری خودداری کند .
 
ام رستم پادشاه زن ایرانی هشتاد سال زندگی کرد و همواره مردمدار و نیکخو بود


نوشته شده در جمعه 20 آبان 1390
موضوع: پند آموز -
روباه بچگانش را همی گفت: از این طایفه آدمیان برحذر باشید که بی‌رحمند و آتشین‌مزاج. 
کردارشان به الکل می‌ماند؛ به تندی جوش آیند و به کندی سرد گردند. به جرقه‌ای کوچک شعله‌ور شوند و خود را با اطرافیان جملگی بسوزانند.
 نام درندگان به نیکی برند و نام احشام چون دشنام. 
سمی‌اند و دشمن باشند مر ذی‌حیات را. مست کنند و کور نمایند و هلاک گردانند جمله جنبندگان را. خدایی دارند از برای خود که هر فسق و فسادی را به تمامی گردن او اندازند و هر جور و جنایتی را تجلی خواست او دانند. 
از آنان برحذر باشید و تا توانید در فریبشان بکوشید که آنانند بهترین فریب‌خورندگان.


نوشته شده در چهارشنبه 18 آبان 1390
موضوع: پند آموز -

آرایش عروس به قیمت جان او تمام شد و کلاه‌گیس جشن عروسی را به مجلس عزا تبدیل کرد.

در این حادثه که در شهرستان هشتبندی واقع در استان هرمزگان رخ داد عروس جوان وقتی به آرایشگاه رفت طبق قرار قبلی از آرایشگر خواست کلاه‌گیسی را که سفارش داده بود روی سر او بگذارد اما به محض اینکه کلاه روی سر عروس چسبانده شد او به شدت احساس سوزش کرد و موضوع را به زن آرایشگر اطلاع داد اما این زن به وی گفت سوزش طبیعی و به‌خاطر گیره‌ها و موادی است که استفاده کرده است. سوزش لحظه به لحظه بیشتر می‌شد اما هرچه عروس اعتراض می‌کرد آرایشگر حاضر نبود موضوع را بررسی کند تا اینکه دختر جوان دیگر تحملش را از دست داد و کلاه را از سرش برداشت. در این هنگام بود که عقربی سیاه و سمی روی سر او مشاهده و معلوم شد سوزش سر وی به خاطر نیش عقرب است.
 
عروس جوان به سرعت به بیمارستان منتقل شد و پزشکان تلاش کردند جان او را نجات بدهند اما کوشش‌ها فایده‌ای نداشت و این دختر جان خودش را از دست داد و عروسی به عزا تبدیل شد.

این نخستین بار نیست که تلاش برای زیباتر شدن به قیمت جان عروس تمام می‌شود، پیش از این نیز حوادثی از این دست رخ داده بود. در یکی از این موارد دختری که می‌خواست شب عروسی برنزه شود بیش از حد مجاز از دستگاه سولاریوم استفاده کرد و به کام مرگ فرو رفت.این دختر 24ساله در شب حنابندان ناگهان از حال رفت و او را به بیمارستان منتقل کردند. دختر که بوی تعفن می‌داد به سرعت مورد آزمایش و عکسبرداری قرار گرفت و مشخص شد امعا و احشای او به شدت آسیب دیده و به‌گونه‌ای که پخته‌شده به نظر می‌رسد. پزشکان نتوانستند برای نجات این دختر کاری انجام بدهند و او جان باخت. پس از آن با شکایت والدین عروس نگون‌بخت پرونده‌ای تشکیل و مشخص شد دختر جوان بیش از حد مجاز از دستگاه سولاریوم استفاده کرده و اشعه‌های این دستگاه اعضای داخلی بدنش را از بین برده و عفونی کرده و به همین علت نیز وی جان باخته است.

در چند حادثه دیگر نیز انجام عمل‌های زیبایی و آرایش‌های غیراستاندارد سبب نابینایی عروس‌ها شده است.

در یکی از این موارد که پرونده‌اش در اختیار بازپرس دادسرای جرایم پزشکی تهران قرار گرفته بود دختری جوان از یک چشم‌پزشک به این دلیل که باعث نابینایی وی شده است، شکایت کرد.

این دختر توضیح داد قصد داشت شب عروسی چشمانش سبزرنگ دیده شود برای همین انجام چنین کاری را به یک پزشک سپرد اما بینایی‌اش را از دست داد. شاکی که به خاطر ضعیف بودن چشمانش هرگز از لنزهای رنگی استفاده نکرده بود وقتی تصمیم خودش را برای شب عروسی قطعی کرد سراغ یک پزشک رفت و با او مشورت کرد.

این دختر ماجرا را چنین شرح داد: «با رضایت همسرم تحت نظر پزشک یک جفت لنز رنگی تهیه کردم. به محض اینکه لنزها را گرفتم آنها را داخل چشم‌هایم قرار دادم. می‌خواستم زیباتر به نظر برسم. از همان ابتدا چشمانم می‌سوخت اما اعتنایی نکردم. این سوزش روز به روز بیشتر می‌شد تا اینکه صبح روزی که قرار بود مراسم عروسی‌ام برگزار شود وقتی از خواب بیدار شدم فهمیدم چشمانم نمی‌بیند تا قبل از آن اشک و سوزش را تحمل کرده بودم ولی نمی‌توانستم قبول کنم کور شده‌ام. بعدا معلوم شد نابینایی‌ام به خاطر اثرات همان لنزهایی است که پزشک آنها را تایید کرده بود.»

در ماجرایی دیگر یک عروس جوان که قصد داشت در مراسم ازدواج از مژه مصنوعی استفاده کند وقتی چند ساعت مانده به شروع جشن به آرایشگاهی در شمال تهران رفت آرایشگر به جای استفاده از چسب‌های مخصوص از چسب معمولی استفاده کرد و نفوذ چسب به داخل چشمان عروس بینایی او را گرفت.



نوشته شده در سه شنبه 17 آبان 1390
موضوع: پند آموز -
به مناسبت چهاردهمین سال درگذشت پدر داستان‌نویسی ایران

  

جمالزاده، به دلایلی که شرح و تحلیلش در این مختصر نمی‏گنجد، نزدیک به 90 سال از عمر دراز خود را در غربت گذراند. اما -به مصداق «گرچه دوریم ولی از تو سخن می‏گوییم»- در تمام‏ این 90 سال نگران فرهنگ و ادب و اجتماع و تاریخ ایران بود و خدماتش به میهن خود از حدّ خیلی از نخبگانی که همه عمر را در وطن گذراندند گذشت.
جمالزاده با «یکی بود و یکی نبود» معروف شد. مهم‏ترین دلیل توفیق تاریخی یکی بود و یکی‏ نبود این بود که همه ناخودآگاهانه منتظرش بودند. یعنی همه (بدون اینکه خود بدانند یا به‏ یکدیگر بگویند) منتظر گردی بودند که گرز داستان‏نویسی جدید را -که پیش از این شروع شده‏ ولی هنوز جا نیفتاده بود- محکم بر زمین بکوبد.



نوشته شده در دوشنبه 16 آبان 1390
موضوع: پند آموز -
مردی به دربار خان زند می رود و با ناله و فریاد می خواهد تا کریمخان را ملاقات کند... 
سربازان مانع ورودش می شوند! 
خان زند در حال کشیدن قلیان ناله و فریاد مردی را می شنود و می پرسد ماجرا چیست؟ 
پس از گزارش سربازان به خان ؛ وی دستور می دهد که مرد را به حضورش ببرند... 
مرد به حضور خان زند می رسد و کریم خان از وی می پرسد:
چه شده است چنین ناله و فریاد می کنی؟ 
مرد با درشتی می گوید:
دزد ، همه اموالم را برده و الان هیچ چیزی در بساط ندارم ! 
خان می پرسد:
وقتی اموالت به سرقت میرفت تو کجا بودی؟! 
مرد می گوید:
من خوابیده بودم!!! 
خان می گوید:
خب چرا خوابیدی که مالت را ببرند؟ 
مرد در این لحظه آن چنان پاسخی می دهد که استدلالش در تاریخ ماندگار می شود و سرمشق آزادی خواهان می شود ... 
مرد می گوید: 
من خوابیده بودم ، چون فکر می کردم تو بیداری...! خان بزرگ زند لحظه ای سکوت می کند و سپس دستور می دهد خسارتش از خزانه جبران کنند و در آخر می گوید : این مرد راست می گوید ما باید بیدار باشیم
 

نوشته شده در شنبه 14 آبان 1390
(تعداد کل صفحات:7)      1   2   3   4   5   6   7  

رهبر انقلاب

درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت