تبلیغات
پایگاه خبری بیداری نیوز - مطالب پند آموز

پایگاه خبری بیداری نیوز

بزرگ مردتاریخ

جستجو
مطالب اخیر
لوگو دوستان

جعبه حدیث

مقام معظم رهبری دیروز ضمن حضور در محل ستاد نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی و بررسی فعالیتها و دستاوردهای این نیرو، بیانات مهمی را درباره‌ی لزوم «مردمی بودن» و «مکتبی بودن» همه‌ی نیروهای نظامی بیان کردند. 

مشروح بیانات ایشان که هنوز روی پایگاه رسمی ایشان (khamenei.ir) منتشر نشده است، دیشب از شبکه‌ی اول سیمای جمهوری اسلامی پخش شد. 

رهبر انقلاب با بیان این‌که ارتش زمان شاه مدعی بود که «برای حفظ شخص طاغوت» شکل گرفته و فعالیت می‌کند افزودند «ارتش جمهوری اسلامی ایران تنها ارتشی است که در خدمت مردم و منافع ملی است و اعتقادات و احساسات بدنه و فرماندهان آن نیز همانند آحاد مردم است.» 

فرمانده کل قوا در ادامه خاطر نشان کردند این که نیروهای نظامی اظهار کنند که جان خود را فدای یک شخص می‌کنند درست و «شرعی» نیست بلکه همه‌ی نیروهای نظامی باید جان خود را فدای اسلام کنند و خود آن شخص نیز جان خود را فدای اسلام کند. 

نوشته شده در دوشنبه 4 اردیبهشت 1391
ریشه های تحجری که امام خمینی (ره) در سخنانش بارها و بارها بر آن تاکید کرده بود، با قدرت گرفتن برخی طیف ها بار دیگر در حال برگ دادن است و به نظر می رسد یکی از نمودهای عینی این اتفاق، اظهاراتی است که توسط برخی اشخاص دارای سطح سواد نامشخص بیان می شود و آراء فلاسفه و عارفان جهان اسلام که هم اکنون شاگردان شاگردانشان نیز نظریه پرداز هستند، به کلی زیر سوال برده می شود و در این میان نسبت های ناروایی نیز به برخی علما الصاق می شود و در این میان آنچه تکان دهنده است، سکوت نهادهای مسئول در پاسخگویی به این قبیل اشخاص است.

 

به گزارش سرویس فرهنگی «بازتاب»؛ اظهارات عجیب اخیرا منتشره به این شرح است:«قطعا اگر مرحوم طباطبایی و مطهری میدانستند موضوع فلسفه ماده اولیه است هیچگاه بحث فلسفه اسلامی را مطرح نمی کردند. فلسفه اسلامی آکنده از التقاط هست و نمی تواند نجات بخش باشد... حکمت متعالیه ملاصدرا هزار و یک اشکال درآن هست که اگر بگویید اسلام است به قرآن و اسلام نسبت داده اید... اگر شما سرتاسر بدایه نهایه مرحوم طباطبایی را بخوانید به ایمانتان اضافه می شود؟!... اسلام چیزی به نام فلسفه ندارد. فلسفه یعنی دوستداری دانش و اصلا ربطی به عقلانیت ندارد و عقلانیت قرآنی چیز دیگر است. فارابی، ابن سینا، ملاصدرا تا فلاسفه امروزی همه اشتباه کردند. فلسفه نه حکمت است و نه عقلانیت... امام خمینی درس صدرایی خوانده ولی از صدرایی بودن عبور کرده و صدرایی نیست.این حجم چند صد هزار دقیقه ای تلویزیونی آقای جوادی یک نفر بگوید در جامعه اثرش چه بوده است؟! هرکجا گفتند ما حاضریم مناظره کنیم و با همان تکنیکی که در بدایه و نهایه است ثابت می کنیم که اینها نمی توانند کاری کنند... .»

 

اینها نوشته های یک چهره شاخص در حوزه فلسفه همچون علامه طباطبایی یا شاگردانش چون دکتر حسین نصر یا دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی یا یک فیلسوف مطرح مشرق زمین با تفکرات فلسفی پست مدرن نیست، بلکه اظهارات شخصی است که در زمینه های مختلف ادعاهای گزاف می کند و  ناپختگی هایش نیز در بسیاری اوقات مایه شادی و مفرح شدن اوقات شنوندگان را فراهم می سازد. این اظهارات توسط حسن عباسی، شخصی که یک ایرانی دروغگوی فراری از ایران او را کسینجر اسلام خوانده و عباسی هم این ماجرا را جدی گرفته، طرح شده و این مسئله با توجه به اظهارات پیشین عباسی تعجب برانگیز نیست؛ اما حسرت برانگیز هست. چرا که در این کشور حتی اگر درباره یک طیف دون پایه نیز صحبت شود، برخوردهای متعددی محتمل الوقوع است، اما شخصی که دقیقاً جایگاه مشخصی ندارد، تریبون به دستش داده می شود تا تمامی فلاسفه اسلامی و حتی فلسفه اسلامی را زیر سوال ببرد و حرکت چهره هایی چون آیت الله جوادی آملی را خنثی و ناتوان بخواند!


نوشته شده در پنجشنبه 17 فروردین 1391

در یونان باستان، سقراط به دانش زیادش مشهور و احترامی والا داشت. روزی یکی از آشنایانش، فیلسوف بزرگ را دید و گفت:سقراط، آیا می‌دانی من چه چیزی درباره دوستت شنیدم؟"سقراط جواب داد: "یک لحظه صبر کن، قبل از اینکه چیزی به من بگویی، مایلم که از یک آزمون کوچک بگذری. این آزمون، پالایش سه‌گانه نام دارد .

آشنای سقراط: "پالایش سه‌گانه؟"

سقراط: "درست است، قبل از اینکه درباره دوستم حرفی بزنی، خوب است که چند لحظه وقت صرف کنیم و ببینیم که چه می‌خواهی بگویی. اولین مرحله پالایش حقیقت است. آیا تو کاملا مطمئن هستی که آنچه که درباره دوستم می‌خواهی به من بگویی حقیقت است؟"

آشنای سقراط: "نه، در واقع من فقط آن را شنیده‌ام و..."

سقراط: "بسیار خوب، پس تو واقعا نمی‌دانی که آن حقیقت دارد یا خیر. حالا بیا از مرحله دوم بگذر، مرحله پالایش خوبی. آیا آنچه که درباره دوستم می‌خواهی به من بگویی، چیز خوبی است؟"

آشنای سقراط: "نه، برعکس..."

سقراط: " پس تو می‌خواهی چیز بدی را درباره او بگویی، اما مطمئن هم نیستی که حقیقت داشته باشد. با این وجود ممکن است که تو از آزمون عبور کنی، زیرا هنوز یک سوال دیگر باقی مانده است: مرحله پالایش سودمندی. آیا آنچه که درباره دوستم می‌خواهی به من بگویی، برای من سودمند است؟"

آشنای سقراط: " نه، نه حقیقتا."

سقراط نتیجه‌گیری کرد: "بسیار خوب، اگر آنچه که می‌خواهی بگویی، نه حقیقت است، نه خوب است و نه سودمند، چرا اصلا می‌خواهی به من بگویی؟"

اینچنین است که سقراط فیلسوف بزرگی بود و به چنان مقام والایی رسیده بود



نوشته شده در شنبه 3 دی 1390
موضوع: پند آموز -

فکرم همه‌جا هست، ولی پیش خدا نیست

سجاده زردوز که محراب دعا نیست

گفتند سر سجده کجا رفته حواست؟

اندیشه سیال من ـ ای دوست ـ کجا نیست؟!

از شدت اخلاص من عالم شده حیران

تعریف نباشد، ابداً قصد ریا نیست!

از کمیتِ کار که هر روز سه وعده

از کیفیتش نیز همین بس که قضا نیست

یک‌ذره فقط کُندتر از سرعت نور است

هر رکعتِ من حائز عنوان جهانی‌ست!

این سجده سهو است؟ و یا رکعت آخر؟

چندی‌ست که این حافظه در خدمت ما نیست

ای دلبر من! تا غم وام است و تورم

محراب به یاد خم ابروی شما نیست

بی‌دغدغه یک سجده راحت نتوان کرد

تا فکر من از قسط عقب‌مانده جدا نیست

هر سکه که دادند دوتا سکه گرفتند

گفتند که این بهره بانکی‌ست، ربا نیست!

از بس‌که پی نیم‌وجب نان حلالیم

در سجده ما رونق اگر هست، صفا نیست

به به، چه نمازی‌ست! همین است که گویند

راه شعرا دور ز راه عرفا نیست

 




نوشته شده در شنبه 3 دی 1390
روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر ازدواج افتادی ؟

ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم...

دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟

ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود !!!

به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ، چون زیبا نبود...

ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بسیار زیبا و همینکه ، خیلی دانا و خردمند و تیزهوش بود . ولی با او هم ازدواج نکردم ...!

دوستش کنجکاوانه پرسید : دیگه چرا ؟

ملا گفت : برای اینکه او خودش هم به دنبال چیزی میگشت ، که من میگشتم !!!

هیچ کس کامل نیست!

نوشته شده در چهارشنبه 16 آذر 1390
موضوع: پند آموز -
یه حرفایی! همیشه هست
که از عمق نگام پیداست
ازون حرفای تلخی که
مثل شعر فروغ زیباست
ازون حرفا که یک عمره
به گوش ما شده ممنوع
ازون حرفای بی پرده
شبیه شعری از شاملو
ازون حرفا که میترسیم
ازون حرفا که باید زد
ازون درد دلای خوب
ازون حرفای خیلی بد
نگفتی و نمیگم ها
حقیقتهای پنهونی
ازون حرفا که می دونم
ازون حرفا که می دونی
به زیر سقف این خونه
منم مثل تو مهمونم
منم مثل تو می دونم
تو این خونه نمی مونم
یه حرفایی همیشه هست
که از درد توی سینه ست
مثل فریاد نسلی که 
پر از عشق و پر از کینه ست
پر از نا گفته هایی که
خیال کردیم یکی دیگه
دلش طاقت نمیاره
همه حرفامونو میگه
همیشه آخر حرفا ، پر از حرفای ناگفته ست
همیشه حال ما اینه ، همیشه دنیا آشفته ست.

شعر از    “رها اعتمادی



نوشته شده در جمعه 4 آذر 1390
موضوع: پند آموز -
سلطانی ، دلقکش را به حضور طلبیدچون از دور پیدا شد به نوعی نگاه میکرد که انگار او را نمی‌شناخته ، چون نزدیک رسید گفت :تو دلقک بودی ؟؟؟ 
چون از دور پیدا شدی گمان کردم الاغی هستی 
دلقک گفت : بله سلطان ، 
البته من هم شما را که از دور دیدم خیال کردم اینجا آدمی نشسته ست


نوشته شده در سه شنبه 1 آذر 1390
(تعداد کل صفحات:7)      1   2   3   4   5   6   7  

رهبر انقلاب

درباره سایت
نویسندگان
آمار سایت