تبلیغات
پایگاه خبری بیداری نیوز

پایگاه خبری بیداری نیوز

بزرگ مردتاریخ

جستجو
مطالب اخیر
لوگو دوستان

جعبه حدیث

موضوع: سیاسی -

محسن فروردین/ “… خداوندا به تو پناه می برم از استبداد رای،عجله در تصمیم و تقدم نفع شخصی و گروهی بر مصالح عمومی و بستن دهان رقیبان و منتقدان …”

اینها سخنانی بود که بذر امید را در دل چون منی که غم انصراف عارف را تا لحظه ی پیروزی حسن روحانی در دل خود پروانده بودم بارور می کرد و از رأیی که به او داده بودم خرسند. شوقی بر سیمای آدمی ایجاد می کرد که دوران دوختن دهان منتقدین به اتمام رسیده است و زین پس تلخی انتقاد بر شیرینی تمجید ترجیح داده خواهد شد. و بهار جنبش دانشجویی که روحیه مطالبه گری و انتقادی جان مایه ی آن است باز فرا می رسد.

اما فارغ از عملکرد دولت یازدهم در حیطه ی سیاست خارجه، رویکرد اقتصادی و سایر توفیقات دولت که خود مجال مفصلی برای تحلیل می طلبد. عملکرد دولت در این یکسال علی رغم تکثر مراجع تصمیم ساز در زمینه ی آزادی مطبوعات، آزادی های اجتماعی، حقوق شهروندی، فعالیت تشکیلاتی و حزبی، تشکل های مردم نهاد، صنفی،کارگری  و دانشجویی چندان رضایت بخش نبوده است. گرچه دولت گاهی با صدایی لرزان و ترسان مخالفت خود را با ایجاد محدودیت ابراز کرده است و تیغ انتقاد بر تن سایر عناصر تصمیم ساز بهتر و شایسته تر می نشیند اما انتظار اقتدار بیشتری از دولت “تدبیر و امید ” برای گشایش فضا می رود.

بستن روزنامه ها چه حامی و چه منتقد هر دو عجولانه و اشتباه است .اگر فردی برخلاف قوانین موضوعه عمل کرد صرفا همان فرد شایسته ی مجازات است آن هم با مراتبی که قانون در نظر گرفته است. چرا که سایر اصحاب آن رسانه هم صاحب حقی هستند که ضمانت حفظ آن با حاکمیت است.

مسدود کردن شبکه های اجتماعی، راه های ارتباطی نوین و مقابله با جریان آزاد اطلاعات مطابق با هیچ برهان منطقی صورت نمی گیرد. آیا وقت آن نرسیده است که مسیر اقدامات سلبی برای همیشه در صحنه سیاسی، فرهنگی، اجتماعی این مرز و بوم مسدود گردد؟

مسائل اقتصادی برای عموم مردم از اهمیت ویژه ای برخوردار است و به حق هم نیازمند توجه جدی دولتمردان است اما ریشه ی بسیاری از مشکلاتی که امروز دامنگیر جامعه ی ایرانی اسلامی ماست ناشی از بی اخلاقی ها، تندروی ها و فقر فرهنگی ست. آیا دولت پس از عبور از یکسالگی خود برنامه ای برای رفع این مشکلات هم ارائه کرده است؟

ناهنجاری های فرهنگی نظیر مصرف گرایی و جلوه گری امان جامعه را بریده است به عنوان شاهد ماجرا تعدادی از این آمار های تکان دهنده در ادامه آورده شده است :

** ایران پس از عربستان، دومین مصرف کننده لوازم آرایشی در خاورمیانه و هفتمین در جهان است و  زنان ایرانی سالانه چیزی حدود یک میلیارد دلار برای زیبا نمایی خود هزینه می کنند.

** ایران از نظر تعداد جراحی زیبایی بینی، در دنیا اول است. در سال ۲۰۰۶ حدود ۳۵۰۰۰ عمل زیبایی بینی فقط در تهران انجام شد؛ در حالی که در انگلستان، ۶۰۰۰ عمل صورت گرفت. ایران در سال ۱۳۸۶، پایتخت عمل جراحی بینی جهان نام گرفته است.در حالیکه ۶۰ تا ۷۰ درصد از تقاضاهای جراحی های زیبایی، به ویژه جراحی بینی غیرضروری است

** ایرانی ها با مصرف ۴۵ هزار تن، سالانه بیش از ۵۰۰ میلیارد تومان آدامس می جوند!

** ایرانیان سالانه بیش از ۲ میلیارد و ۹۰۰ میلیون تومان نوشابه استفاده می کنند. بنابراین، از نظر سرانه مصرف نوشابه گازدار رتبه اول جهان را داریم.

** ایرانی ها۷۰ درصد سفرهای خود را با خودروهای شخصی انجام می دهند، در حالی که این شاخص در کشورهای توسعه یافته، برعکس است.

**ایران بعد از روسیه، دومین واردکننده بزرگ شکر در جهان است

**۹۲ درصد آب مصرفی کشور، در بخش کشاورزی به دلیل استفاده از روش منسوخ غرق آبی هدر می رود.

** هنگام سوخت گیری، در هر روز ۲۰۰ هزار لیتر سوخت در ایران اتلاف می شود.

** سرانه مطالعه در ایران، روزانه ۱۸ دقیقه است و در سبد هر خانوار ایرانی، کمتر از نیم درصد به خرید کتاب اختصاص دارد. در کشورهای توسعه یافته، سرانه کتاب های امانتی از کتابخانه ها، ۷۰ برابر کشور ماست.

** میزان طلاق در ایران با توجه به تعداد طلاق نسبت به جمعیت تقریباً برابر با میزان طلاق در سه کشور اصلی اروپای غربی است. در فرانسه که حدود ۶۶ میلیون نفر جمعیت دارد در سال ۲۰۱۲ حدود ۱۳۳ هزار طلاق انجام شده‌است. در آلمان ۸۲میلیونی، حدود ۱۹۰ هزار طلاق و در انگلیس ۶۰ میلیونی هم ۱۴۴ هزار طلاق ثبت شده‌است و در ایران ۷۷ میلیونی هم در سال۱۳۹۱ شمسی ۱۵۰هزار طلاق به وقوع پیوسته است و این آمار همچنان روز افزون است.

** ایرانی ها همچنان در عمل جراحی سزارین با ۴۶ درصد شیوع رتبه ی اول را در جهان دارند.

همه ی این آمار ها و ده ها آمار دیگر نشان دهنده ی این است که وضع فرهنگی کشور اگر نسبت به وضع اقتصادی مهلک تر نباشد بهتر هم نیست لذا به نظر می رسد توسعه ی اقتصادی بدون فرهنگ سازی و توسعه ی فرهنگی وضع را از این هم بدتر کند. بنابرین همت دولت برای رفع مشکلات کشور در حیطه های مختلف و نه فقط اقتصاد آنچنان که بیان شد حیاتی ست و لازمه ی پیشرفت و توسعه ی همه جانبه است.



نوشته شده در شنبه 25 مرداد 1393

نهضت انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی (س) از سال ۴۲ به طور جدی حضور خود در عرصه سیاسی کشور را پایه گذاری کرد. گرچه پاره ای از متفکرین ریشه ی پشتوانه ی مردمی این حرکت را در انقلاب نافرجام مشروطه و خفقان ناشی از کوتای ۲۸ مرداد می دانند اما به هر حال هیچ کس ظرفیت عظیمی که به واسطه ی رهبری هوشمندانه ی امام خمینی در سال های منتهی به انقلاب اسلامی ایجاد شد را نمی تواند انکار کند. جنبشی مردمی که لایه های مختلف جمعیتی ایران را با خود همراه کرده بود آرمان ها و اهدافی داشت که انقلابیون را بیش از همه متعهد به پاسداری از این شعائر می کرد.

امروز اما پس از گذشت سی و اندی سال از انقلاب اسلامی پرسشی که ذهن آدمی را به خود مشغول می کند این است که لفظ “ضد انقلاب” به چه کسانی اطلاق می گردد یا به عبارت دیگر دشمنان انقلاب اسلامی چه کسانی و دارای چه اندیشه هایی هستند؟

برای پاسخگویی به این پرسش مهم نیاز است اصولی که انقلاب بر آن بنا شده است را مورد موشکافی دقیق تری قرار دهیم به استناد تاریخ و اعتقاد نگارنده شعار “استقلال آزادی جمهوری اسلامی” که بارها و بارها در میان انقلابیون طنین انداز شد چهار ستون بنیادین انقلاب اسلامی را برای همیشه مشخص کرده است.

- شعار استقلال به جهت نفی وابستگی رژیم شاهنشاهی به غرب و در مقابله ی با استعمار خارجی که دامنگیر کشور بود مطرح شد،

- شعار آزادی به جهت نفی استبداد داخلی و مقابله ی با خفقان سیاسی که بیش از هرچیزی نارضایتی عمومی را برانگیخته بود مطرح شد،

- شعار جمهوری به جهت نفی دیکتاتوری و تمسک به آراء عمومی برای به رسمیت شناختن حق حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش مطرح شد،

- و نهایتاً شعار اسلامی به جهت نفی مکاتب الحادی و برای ظهور و بروز اسلام سیاسی و شعائر آن در بطن و ساختار نظام با تکیه بر نقش رهبری فقیه جامع شرایط – با قرائت امام خمینی – مطرح شد.

البته نکته ی بسیار مهم در این مورد این است که امام (س) همواره در کلام خود اسلامیت نظام را متضمن جمهوریت و استقلال و آزادی می دانند یعنی نه تنها هرگونه تعارضی را نفی می کنند که اسلام ناب محمدی را سازگار و مدافع استقلال، آزادی و جمهوریت نظام می دانند. چنانچه امام خمینی در جمع مسئولان و اعضای جهاد سازندگی و ژاندارمری در سال ۶۲ می فرماید :

 البته گروه‌هایی هم هستند که برای اینکه با این کشور مخالف‌اند، با استقلال این کشور مخالف‌اند، با آزادی این کشور مخالف‌اند، و بالاخره با اسلام که این آزادی و این استقلال را برای شما آورده است مخالف‌اند، باز دست از شیطنت برنمی دارند.  روش اسلام و طریقه اسلام همان است که از اول در تبلیغات اسلامی و در شعارهای شما جوانهای عزیز در سرتاسر کشور بود که ما استقلال می‌خواهیم و آزادی و جمهوری اسلامی. (صحیفه امام، جلد ۱۷، صفحه ۴۴۵)

اکنون در پاسخ به پرسش یاد شده می توان پاسخ دقیق تری را ارائه داد که هر فرد، گروه و یا اندیشه ای که به دنبال حذف حداقل یکی از پایه های چهارگانه ای که نام برده شد باشد به حکم ضدیت با اصلی ترین شعار انقلاب چنان که در کلام امام خمینی (س) هم ذکر گردیده بود به دنبال براندازی ساختمان بنیادین انقلاب است.

البته واضح و مبرهن است که مراد از بیان این سطور دوختن دهان منتقدین و مخالفین انقلاب اسلامی نیست بلکه مقصود مطلوب این است که اگر فردی می خواهد به عنوان مثال جمهوریت نظام را مخدوش کند ابتدا خاشعانه به ضدیت خود با انقلاب اسلامی ایران و جمهوری اسلامی اذعان کند آنگاه به عنوان یک اندیشه ی جایگزین برای پس از براندازی انقلاب اسلامی عقاید و سلایق خود را به بوته ی نقد بگذارد تا مبادا اهداف و آرمان های انقلابی که به سبب آن جان ها فدا شده و خون دل ها خورده شده است توسط شیطنت ضد انقلاب تحریف شود.

نکته شایان توجه دیگر این است که چنانچه رهبری هم در جریان جلسه تقدیر و تشکر در آخرین دیدار با دولت خاتمی و یا تنفیذ حکم دهمین دوره ی ریاست جمهوری گفته اند بحث اولویت میان جمهوریت و اسلامیت نظام بحثی انحرافی و بی معنا ست بنابرین به طور مشابه از میان استقلال، آزادی، جمهوری و اسلامیت نظام نیز بحث اولویت یکی بر دیگری بی معنا ست و تخطئه ی هر کدام از این اصول بنیادین و یا قربانی کردن یکی به پای دیگری خواسته یا ناخواسته به سقوط انقلاب می انجامد.

بنابرین اگر کسانی به دنبال “شکستن بت آزادی” و یا زیر سوال بردن جمهوریت نظام، حذف استقلال کشور و یا تغییر اسلامیت نظام چه از طریق تندروی و مقابله ی با اسلام ناب محمدی – قرائت امام خمینی-  و چه از طریق تضعیف آن باشند از پیشگامان ضدیت با انقلاب اسلامی قرار دارند.

IMAGE635064206367183662

 البته که دشمنان خارجی انقلاب نیز به این امر به خوبی واقف اند و از ایرانی مستقل، آزاد، مبتنی بر رای ملت و متکی بر دین مبین اسلام هراس دارند چرا که تلاش می کنند هر قشر از مردم را نسبت به پشتیبانی از یکی از این اصول دلسرد کنند. این که دشمنان خارجی انقلاب را طرفدار آزادی و جمهوریت در کشور بدانیم مغالطه ای آشکار است که خطری سهمگین را در پی دارد در حالیکه اتفاقا مطلوب آنها این است که روزی ملت ایران با بازگش